هی
کافه چی!
میزهایت را تکنفره کن!نمی بینی!!!!
همه تنهایم......!!!!!!!!!!!
دانشمندان با پویش (اسکن) مغز مردانی که به خاطر جنایت، تجاور و ضرب و شتم های خشونتبار محکوم شده اند محکم ترین مستندهايی تا این زمان را یافته اند که نشان می دهد مغز جامعه ستيزان (سایکوپت ها/ پسیکوپات ها) دارای ناهنجاری های ساختاری است.
این دانشمندان از موسسه روانپزشکی کینگز کالج لندن اظهار داشتند که تفاوت های موجود در مغز افراد جامعه ستیز حتی آنها را از جنایتکاران خشن با اختلال های شخصیتی ضد اجتماعی (ASPD) و افراد سالم نابزهکار متمایز می سازد.
نایجل بلکوود، هدایت کننده این مطالعه، اظهار داشت که استفاده از پویش های مغزی برای شناسایی و تشخیص این زیر-گروه از جنایتکاران خشن دارای پیامدهای ضمنی مهمی در زمینه درمان می باشد.
این مطالعه نشان داد مغز جامعه ستیزان، که نداشتن همدلی ویژگی تمایز بخش آنها است، در ناحیه هایی که برای درک احساسات دیگران مهم می باشد میزان کمتری از ماده خاکستری دارد.
در حالی که درمان های شناختی و رفتاری ممکن است برای افرادی با اختلال های شخصیتی ضد اجتماعی سودمند باشد، به گفته بلکوود، همین رویکرد ممکن است در مورد جامعه ستیزان دارای آسیب دیدگی مغزی بی فایده باشد.
او در یک گفت و گوی تلفنی اظهار داشت: "برای داشتن تصویر روشن تری از این که کدام درمان ها اثر دارد، شما می بایست به طور مشخص تعریف کنید که افراد در هنگام ورود به برنامه درمانی در چه وضعیتی هستند."
اسسی وایدینگ، یک استاد بخش روان شناسی وعلوم زبان دانشگاه کالج لندن، که در پژوهش بلکوود نقشی نداشت، گفت: این مطالعه "مستند تازه و گرانسنگی" درباره اهمیت تمایز گذاردن میان افراد جامعه ستیز و نا-جامعه-ستیز به دست می دهد، تا آن که همه آنها در یک گروه قرار داده شوند.
این یافته ها همچنین پیامدهای ضمنی نیز برای سیستم قضایی دارد زیرا مرتبط ساختن جامعه ستیزی با عملکردهای مغز دورنمای استفاده از جنون به عنوان دفاع را پیش می آورد.
Reuters | May 7, 2012
By Kate Kelland
روز مادرمبارک
حتی آدم خواران نیز آماده اند
تا یک انسان را از آرواره های کوسه نجات دهند
...........
بادها علایم راه را تغییر می دهند
استانیسلاو یرژی لتس
|
دانشمندان از مدتها پیش گمان داشتند که برخی قابلیت های تقویت شده ذهنی ممکن است با تفاوت های ساختاری در پژوهشگران دانشگاه نورثوسترن اکنون در مطالعه ای که در "پروسیدینگز اف دی نشنال اکادمی اف سانیسز" انتشار یافت برای اولین بار مستندهایی را یافته اند که نشان می دهد چگونه مغز دو زبانه صداها و گفتار را، در مقایسه با کسانی که یک زبانه هستند، متفاوت پردازش می کند، به گونه ای که بتواند یک هجای گفتاری، حتی اگر در همهمه ای از صداها مدفون شده باشد، را بهتر برگیرد. آنها اظهار داشتند که تفاوت های زیست شناسانه در سیستم عصبی شنوایی نیز به نظر می رسد که توجه و حافظه کاری را در میان کسانی که به بیشتر از یک زبان سخن می گویند تقویت می نماید. به گفته دکتر نینا کراوس، استاد عصب-زیست شناسی و زیست شناسی در نورثوسترن که عضوی از این تیم پژوهشی بود، "آز آنجا که دو زبان در سر شما جریان دارد، شما در تعیین آنچه که مرتبط است و مرتبط نیست خیلی ماهر می شوید. شما یک تردست ذهنی هستید." کراوس افزود: "ما مشخص کردیم که سیستم عصبی یک فرد دو-زبانه به صدا به گونه ای واکنش نشان می دهد که متمایز از آن سیستم در کسی که تنها به یک زبان سخن می گوید." Wall Street Journal (blogs) | April 30, 2012 |
دختران شهر به روستا فکر می کنند
دختران روستا در آرزوی شهر می میرند
مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند
کدام پل در کجای جهان شکسته است
که هیچکس به خانه اش نمی رسد
گروس عبدالملکیان
|
میوه هایی مانند توت آبی (بلوبری) [با نام گیاه شناسی ايدا اريزا – در اصل متعلق به منطقه آمریکای شمالی] و توت فرنگی که به عنوان "آب نبات طبیعت" شناخته می شود در فصلش خوشمزه و شیرین است. شاید فصل این میوه ها بهترین زمان استفاده از آنها باشد، چرا که مطالعه تازه ای نشان داد مصرف توت آبی و توت فرنگی به کاهش روند ضعف شناختی در بزرگسالان سالمند کمک می کند. دستاوردهای این پژوهش، منتشر شده در مجله پزشکی "انالز اف نورالژی" (سالنامه ی عصب شناسی)، چنین القا می کند که در افراد مسنی که توت هایی را مصرف می کنند که از نظر فلاونویدها (ویتامین پی و سیترین) غنی است روند ضعف سالمندی شناختی می تواند تا 5/2 سال عقب زده شود. تصور می شود که فلاونویدها در گیاهانی موجود است که از نظر ویژگی های انتی اکسیدانت و ضد التهابی بالا باشد. در حالی که فشارهای عصبی (استرس) و التهاب می تواند به اختلال های عصبی کمک کند، مصرف بیشتر فلاونویدها می تواند آن تاثیرها را کاهش دهد. این یافته ها می تواند برای جمعیت در حال افزایش سالمندان در آمریکا [و دیگر جامعه ها] سودمند باشد. بنا بر سرشماری 2010 ایالات متحده آمریکا جمعیت سالمندان افزایش 15 درصدی داشت، که رشدی سریعتر از تمام جمعیت آمریکا بود. دکتر الیزابت دوور از بیمارستان زنان بریگم و دانشکده پزشکی هاروارد اظهار داشت: "با پیرتر شدن جامعه آمریکا، درک موضوع های بهداشتی که رو در روی این گروه سنی قرار می گیرد به طور فزاینده ای اهمیت می یابد. مطالعه ما این موضوع را بررسی کرد که آیا مصرف بیشتر [انواع] توت ها می تواند از نرخ ضعف شناختی بکاهد یا نه." در این گزارش ... تیم پژوهشگران داده هایی را از گروه 121,700 نفری پرستاران زن بین سن های 30 تا 55 سالگی را گردآوری نمود. آنها از سال 1976 به پرسشنامه هایی درباره سلامت و بهزیستی پاسخ دادند؛ هر چهار سال یکبار بعد از 1980، آنها درباره مصرف غذایی خود پرسش شدند. دانشمندان در بین سال های 1995 تا 2001 همچنین عملکرد شناختی آنها را نیز اندازه گیری نمودند. در پایان این طرح، پژوهشگران متوجه شدند که زنان سالمندتر که بیشتر توت آبی و توت فرنگی بیشتری می خوردند تمایل کمتری به ضعف شناختی نشان دادند. redOrbit | April 27, 2012 |
کم کم یاد خواهی گرفت:
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری :
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی.

اندیشیدن درباره مرگ به راستی می تواند چیز خوبی باشد. یک تیم پژوهشی بر پایه تجزیه و تحلیلی از مطالعه های علمی اخیر نتیجه گرفت که آگاهی نسبت به مرگ می تواند سلامت جسمی ما را بهبود داده و به ما کمک نماید تا در اهمیت گذاری هدف ها و ارزش های خود بازنگری کنیم. حتی اندیشیدن ناآگاهانه درباره مرگ – برای نمونه، گام زدن در یک گورستان – می تواند تغییرهای مثبت فوری ای را [در فرد] کلید زده و همیاری با دیگران را افزایش دهد.
پژوهش های پیشین چنین القا می کرد که اندیشیدن درباره مرگ مخرب و خطرناک بوده، و موجب تقویت همه چیز از پیش داوری گرفته تا حرص تا خشونت می شود. چنین مطالعه هایی در ارتباط با نظریه (تئوری) تنظیم ترس (تی.ام.تی.)، که بر این پایه استوار است که ما برای اداره احساسات خود نسبت به مرگ برخی باورهای فرهنگی را حفظ می کنیم، به ندرت فایده های بالقوه آگاهی نسبت به مرگ را بررسی کرده بوده است.
کنث ویل، از دانشگاه میسوری [ایالات متحده آمریکا] و نویسنده اصلی این مطالعه تازه که این ماه بر روی شماره آنلاین مجله علمی "پرسنالیتی اند سوشیال سایکالجی ریویو" (مرور شخصیت و روان شناسی اجتماعی) انتشار یافت، می گوید: "این تمایل پژوهش های تی.ام.تی. برای تمرکز بر رویکردهای منفی و رفتارهای زیانمند آنچنان در رشته ما ریشه دوانیده است که برخی به تازگی چنین عنوان کرده بودند که آگاهی نسبت به مرگ یک نیروی تاریک و ویرانگر اجتماعی است." او افزود: "درک آمیخته بسیار اندکی وجود داشته است که چگونه آگاهی ظریف (پس زمینه ای)، روزانه از مرگ ممکن است قادر باشد رویکردها و رفتارهایی را برانگیزاند که بتواند آسیب به خود و دیگران را به کمینه رسانده، و بهزیستی را افزون نماید."
ویل و همکارانش در ساخت الگوی تازه ای برای آن که ما چگونه درباره میرش (مرگ پذیری) خود می اندیشیم مرور گسترده ای بر موضوع ها و مطالعه های اخیر داشتند. آنها دریافتند نمونه های پرشماری از آزمون ها، هم آزمایشگاهی و هم میدانی، وجود جنبه مثبتی از یادآوری های طبیعی درباره فناپذیری انسان را تایید می نماید.
برای مثال، ویل به مطالعه ای توسط متیو گیللیت و همکارانش در "پرسنالیتی اند سوشیال سایکالوژی بولتن" در سال 2008 اشاره دارد که به این موضوع پرداخت که چگونه حتی تنها نزدیک بودن به یک گورستان بر آمادگی افراد برای کمک به غریبه ها تاثیر [مثبت] دارد. ویل می گوید: "پژوهشگران چنین نظریه پردازی کردند که اگر ارزش فرهنگی یاری رسانی برای مردم مهم شده باشد، در آن صورت، افزایش آگاهی نسبت به مرگ [فناپذیر بودن] رفتارهای یاری رسانی را افزایش می دهد."
وقتی میفهمی عاشق شدی كه میبینی دوست نداری بخوابی،
چون واقعیت شیرینتر از رویاهایت شده است.
دكتر زئوس نویسنده مشهور كتابهای كودكان
کشورهای اسکاندیناوی به عنوان شادترین کشورهای جهان
در شش سال گذشته ( 2011 تا 2005 ) اعلام شدند.
۱ - ایرلند



بقیه در ادامه مطلب بخونید.........
امروزه بسیاری از افراد در سیر تفکر خود به دلیل عدم آشنایی با اصول تفکر منطقی و صحیح ، ناخواسته دچار خطای شناختی می شوند. عدم اطلاع از خطاهای شناختی ورطه ای بسیار خطرناک و سهمگین است. شاید بسیاری از گرفتاری های مردم ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطا ها باشد...
به نظر می رسد افسردگی ، بی قراری ، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بسیاری از رفتارهای غیر عادی ما بی ارتباط با خطاهای شناختی نباشند.
آلبرت الیس روان شناس معروف این خطاها را شناسایی و در قالب ده خطای شناختی معرفی نموده است.انسانهایی که تفکر غیر منطقی دارند و یا خطاهای شناختی در افکارشان هویدا است، در بسیاری از موارد اطلاع چندانی از این خطاها ندارند. شاید عدم اطلاع، باعث آلودگی این افکار با خطاهای شناختی می شوند. در این نوشتار سعی بر آن است که خطاهای شناختی به صورت ساده و در قالب مثال های روشن و واضح بیان شوند. امید است بسیاری از نگرانی ها، حالات و افکار نامطلوب که در پشت این خطاهای شناختی وجود دارند، با اطلاع رسانی از بین بروند.
خطای اول: تفکر همه یا هیچ
در این نوع افکار قانون همه یا هیچ حاکم است . فرد یک رفتار، فکر، موفقیت ، ، پدیده یا موضوع را کلا سفید یا سیاه می بیند. هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست. عدم قناعت به مقدار و یا بخشی از یک کار ، یک فعالیت و یا یک امتیاز ، آنها را از مزایای آن امر محروم می کند. به طور مثال عده ای این نوع تفکر را دارند که یا باید فلان ماشین را داشته باشند یا اصلا هیچ ماشینی را نمی خواهند. این نوع تفکر در بسیاری از قسمت های زندگی دیده می شود. در مثالی دیگر مدرس دانشگاه بیان می دارد که اگر این تعداد دانشجو بود و با این شرایط به طور مثال من این درس را خواهم داد. در مثال دیگر خانمی که رژیم لاغری گرفته بود، پس از خوردن یک قاشق
در ادامه مطلب بخوانید......
تایتانیک:
هر چی به ذهنت میرسه بگو!!!!!
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را...... در ادامه مطلب بخوانید
علوم پزشکی: داوطلبان دوازدهمین دوره شرکت در آزمون زبان انگلیسی وزارت بهداشت (MHLE) می توانند در روزهای 12 و 13 اردیبهشت ماه اطلاعات ثبت نامی خود را ویرایش کنند. تمامی داوطلبان شرکت در این دوره از آزمون می توانند در روزهای سه شنبه و چهارشنبه 12 و 13 اردیبهشت ماه با ورود به سایت اینترنتی مرکز سنجش آموزش پزشکی نسبت به تکمیل مدارک خود اقدام کنند.
کارت ورود به جلسه آزمون از ساعت 18 روز دوشنبه 18 اردیبهشت ماه 91 از طریق سایت مرکز سنجش آموزش پزشکی قابل دریافت خواهد بود و آزمون در روز پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه 91 فقط در یک حوزه و در شهر تهران برگزار خواهد شد.
کارنامه اینترنتی از ساعت 18 روز چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه 1391 از طریق همین سایت قابل دریافت است. این کارنامه دارای کُد ویژه یا Certification Code بوده و درستی آن از طریق سایت مرکز سنجش آموزش پزشکی قابل استعلام است؛ بنابراین، کارنامه چاپ شده یا گواهی دیگری برای شرکتکنندگان صادر نخواهد شد.
تا سن چهار سالگی قادر به حرف زدن نبود اطرافیان او را “فردی غیر اجتماعی با رویاهای احمقانه” میشناختند
آلبرت انیشتن نظریه پرداز نسبیت و برنده جایزه نوبل فیزیک

معلم مدرسه اش به او گفته بود که زیادی احمق است و هیچ چیز یاد نخواهد گرفت
توماس ادیسون دارنده امتیاز ۲۵۰۰ اختراع که مهم ترین آنها لامپ الکتریکی است

چه رابطه ای میان توجه گزینه ای و آگاهی وجود دارد؟ هنگامی که شما تلاش می کنید تا به زوزه گرگ صحرایی در دور دست در برابر صدای گفتگوی دور آتش اردو (کمپ) گوش کنید، شما این کار را با تمرکز بر روی آن صدا و آگاهی از زوزه آنها انجام می دهید. هنگامی که شما رقیبی را که دارد رقص پا می کند زیر چشمی می پایید، شما نسبت به کوچکترین حرکت هایش فراآگاه هستید. به دلیل این رابطه تنگاتنگ میان توجه و آگاهی، بیشتر دانشمندان این دو فرایند را با هم یک می دانند.
در واقع، هنگامی که در اوایل دهه 1990 من [کریستف کخ/کاچ] جرئت کردم تا آشکارا درباره مشکل ذهن-تن ... سخن بگویم، برخی از همکاران من پای می فشردند که من به جای واژه آتش افروز "آگاهی" از کلمه خنثی تر "توجه" استفاده کنم چرا که این دو مفهوم قابل تفکیک از یکدیگر نبودند و در نهایت هم شاید یکی بودند. دو دهه بعد، شماری از آزمایش ها ثابت می کند که این دو واژه یکی نیست.
شعبده بازان در بازی دادن توجه تماشاگران فوق العاده هستند. با منحرف ساختن توجه شما توسط دستهایشان و یا توسط دستیاران بیکینی پوششان، شما نگاه می کنید، اما نمی بینید – این خود به گونه ای وارونه سازی بذله گویی مشهور یوگی برا است که گفت: "شما با تماشا کردن تنها می توانید خیلی چیزها را مشاهده کنید." دانشمندان هم می توانند همین کار را انجام دهند، [البته] بدون [استفاده از] زنان زیباروی. من در ستونی (مقاله ای) در گذشته روش روانشناسانه ای را توصیف کردم که فرونشانی آنی (فلش سپپرشن) نام دارد [see “Rendering the Visible Invisible,” October/November 2008]، که در آن تصویر محوی در یک چشم – برای نمونه، تصویر چهره ای خشمگین در چشم چپ – با نمایش آنی مجموعه ای از تصویرهای مربع مستطیل بر هم نشسته (مونتاژ شده) در چشم دیگر محو می شود. تا زمانی که هر دو چشم را باز نگاه دارید، شما تنها تصویرهای آنی را می بینید. توجه شما به سوی آن تصویرهای سریعا در حال تغییر سوق داده می شود، و عملا تصویر آن چهره خشمگین مستتر می گردد. در این حال، همین که شما با چشم راست پلک بزنید، آن چهره را خواهید دید. این روش به گونه بسیار کارسازی هم برای پنهان کردن چیزها از حس آگاهی – به مانند تصویر مرد یا زنی عریان – و نشان دادن این که مغز هنوز به آنها توجه خواهد کرد استفاده شده است.
... اینها و آزمایش های مرتبط با آنها به این تصور که آگاهی و توجه یکی هستند پایان داد. آنها [آن دو] یکی نیستند، و مغز نسبت به هر کدام از آنها به شیوه متفاوتی واکنش نشان می دهد. این تمیز (جداسازی) راه را برای یورش عصب-زیست-شناسانه ی هماهنگی به سوی مشکل اصلی شناسایی علت های لازم بروز آگاهی در مغز باز می کند

حقيقتي ديگر یکی بود یکی نبود، داستان زندگی ماست. همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود. در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن. با هم ساختن. برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.
هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود. همه با هم بودند. و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم. از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست.
هیچ کس نمی داند، جز ما. هیچ کس نمی فهمد جز ما. و آن کس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.
و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.
نمیدانم چرا تمام حکایات با یک واژه آغاز میشد. حدیث تکراری، افسانه ای غمگین، داستانی شیرین یکی بود
یکی نبود آن یکی که نبود کجا بود؟ چرا نبود؟
آن یکی که بود بدون آنکه نبود چگونه بود؟
چرا هیچ حکایتی با یکی بود و یکی بود آغاز نشد؟
و چرا در تمام افسانه ها کلاغ به خانه اش نرسید؟
کلاغ در کجا ماند ؟
و چرا تمام افسانه ها راست نبود؟
و چرا بالا رفتیم ماست بود پایین آمدیم دوغ بود
چرا قصه ما دروغ بود؟
قصه ما راست بود.
حقیقت بود.
تلخ بود افسانه نبود.
حکایت بود .
راستی تو چه فکر میکنی......